«شاه مُرد جاوید شاه» اعلانی سنّتی است که پس از بر تخت نشستن پادشاهی جدید در کشورهای مختلف صادر میشود. این عبارت بهظاهر متناقض همزمان مرگ پادشاه قبلی را اعلام میکند و با سلام دادن به عموم مردم، تداوم نهاد سلطنت را تضمین میکند.
از همان آغازِ بنیادگذاری شاهنشاهی ایران، این «دولت جان و روان»، سرنوشت متفاوتی از آنچه عهد عتیق از کتاب مقدس برای بنیاسرائیل رقم زده بود، برای مردمان ایرانشهر فراهم آورد.
رو به میهن، پشت به دشمن
آریا زرنگار
درحالیکه شبکه گروههای مافیایی اصلاحطلب-اعتدالی فعال شده و افراد درگیر در مناسبات رانتی و ذینفعان وضع موجود، مشغول تبلیغ برای نامزد مورد تایید جبهه اصلاحات که به تایید شورای نگهبان نظام جمهوری اسلامی نیز رسیده است، شدهاند، لازم دیده شد نکاتی نوشته و به اشتراک گذاشته شود تا در زمانی دیگر به آن ارجاع داده شود و همچنین افرادی که ممکن است تحتتاثیر تبلیغ شبکه نیرومند و فاسد گروههای مافیایی قرار گیرند را از اتخاذ تصمیمی هیجانی و به دور از عقل سلیم بازدارد.
از این رو یکی از دلایل مهم این نوشته کاهش شمار افرادی است که ممکنِ دچار اشتباه شده و فریب بخورند چراکه بر این باوریم که گاهی توضیح کافی میتواند منجر به کاهش اشتباهات افراد شود.
البته روی افرادی که چشمانشان را بسته، گوشهایشان را گرفته و نه میخوانند و نه میشنوند و نه میبینند، بعید است این سخنان تاثیری داشته باشد.
کسانی که همچنان در کژراهه ۵۷ گام برمیدارند، هرچند/شاید در زبان از گفتمان ۵۷ و نظام برآمده از آن بریده باشند اما همچنان در مسیری قدم برمیدارند که نیروهای حامی نظام برآمده از گفتمان ۵۷ میخواهند.
همچنان در بازیهای فرقه تبهکار مشارکت میکنند و در عمل شیفته همان شخصیتهای فریبکار و دوروییاند که یا با کلیت ساختار جمهوری اسلامی مشکل جدیای ندارند و یا از بازیگران ۶-۴۵ سال گذشته بوده و یا از برکت و فرصت قرار گرفتن در کنار افراد و جریانهای صاحب قدرت و نظام رانتی، بهره بردهاند.
انقلاب اسلامی سال ۵۷ با دروغگویی و فریبکاری ممکن شد و از گفتمان ویرانگر ۵۷ نیروهای انقلابی که تنها به کسب قدرت و ویرانگری میاندیشیدند جز تباهی، خروجیای نمیتوان انتظار داشت.
نیروهای تباهکار ۵۷، فریبکارانه در تلاشاند که مشارکت افراد بیشتری در سیرک انتخاباتی پیشرو را رقم زده تا ساختار جمهوری اسلامی حفظ شود و آنان نیز از امتیازاتی که قدرت گرفتن بیشتر جریان و گروههای مافیایی حامیشان فراهم میکند، بهره ببرند. افرادی که تنها در فضای بسته و محدودی که جمهوری اسلامی فراهم کرده امکان نقشآفرینی و عرض اندام دارند تلاش میکنند بازار انحصاریشان حفظ شود هرچند که نمیخواهند ژست قهرمان بودن و رهبری فکری جامعه هم از دست بدهند.
باشد که این یادداشتها افرادی را از وسوسه اشتباه کردن و همراهی با نیروهای ۵۷ای بازدارد.
اگر هم کسانی بار دیگر دچار خطا و اشتباه شوند و فریب دغلبازان را خوردند، امید است که بهطور کامل از کسانی که آنها را به چنین تصمیم اشتباهی رساندند، فاصله گرفته و پشتیبان آرا و دیدگاههای کسانی/جریانی شوند که در این سالها و در این رویدادهای مهم کمتر دچار خطای تحلیلی شده و تلاش کردند تا جامعه را به اتخاذ تصمیمی درست رهنمون سازند.
جمهوری اسلامی، نظامی رانتی و دربرگیرنده مجموعهای از گروههای مافیایی است که برای بقای نظام و حفظ امتیازات ویژه و انحصاریشان تلاش میکنند. حفظ نظام جمهوری اسلامی ذینفعانی در جامعه دارد که محدود به سپاه آدمکشان پاسدار انقلاب اسلامی و روحانیت مرتجع نمیشود. از این رو توجه و تمرکز به اقشار ایدئولوژیک که جاذبه اسلام سیاسی همچنان برایشان وجود دارد ممکن است ما را دچار خطای تحلیلی کند.
فضای اقتصادی-سیاسی بیثبات برای عدهای منافع فراوانی دارد. کسانی که از رانتهای خبری و بخشنامههای حکومتی باخبرند، از اختلاف قیمت نرخ ارز رسمی با بازار بهره میبرند، از اختلاف قیمت کالاهایی مانند خودرو در بازار و نرخ رسمی حکومتی بهره میبرند، کسانی که وامهای کلان بانکی با سود پایین در اقتصادی با تورمهای بالا و نرخ بهره منفی استفاده میکنند از ذینفعان وضع موجودند و در چنین اقتصادی ضرر نمیکنند.
چنین افراد و جریانهایی تلاش خواهند کرد این منافع حفظ شود و اگر بناست تغییری در مواردی روی دهد منافذ دیگری برایشان باز شود تا همچنان این بینظمی را نگه دارند. در یک اقتصاد دولتی و رانتی، درگیری مافیاها بر سر توزیع رانت و امتیازات ویژه خواهد بود و هر که قدرت بیشتری در اختیار داشته باشد، از منافع بیشتری برخوردار خواهد شد.
جمهوری اسلامی نظامی مبتنی بر امت-امامت است که کشور ایران را از دولت ملی و پارادایم دولت-ملت خارج ساخته و نیز جامعهی مدنی گلخانهای پدید آورده تا با توسل به چهرههای مطرح شده سیاسی-فرهنگی-اجتماعی در جامعه مدنی گلخانهای، مردم را از گام گذاشتن در مسیر درست بازدارند.
در شرایطی که افراد در شرایطی آزاد، عادلانه و منصفانه قادر به بیان دیدگاه و آرا خود نیستند و امکان کار شبکهای ندارند، افراد و گروههایی از امتیاز ویژه برای نشر افکارشان و ایجاد تشکلهایی برای عضوگیری و کار تبلیغی برخوردارند و از این راه به چهرههای مطرح فکری جامعه درمیآیند که میتوانند نبض جامعه را بدست بگیرند.
◾️منتشر شد
▫️شمارهٔ هفتم #ایران_بزرگ_فرهنگی در ۷۰۰ صفحه با ویژهنامهای در باب «محافظهکاری» و برای نخستین بار بههمراه گفتوگو با هاروی منسفیلد در دسترس شماست.
این ملّت واحد، در وحدت تاریخی-سیاسی آن، «یگانه» و «غیرقابلتجزیه» است، یعنی وحدتی در عین کثرت است. تمایز میان دومفهوم ملّت به عنوان «وحدت در وحدت» و «وحدت در کثرت» مهمترین معیار ایضاح فرق میان «ملّیگراییهای آغاز دوران جدید و فهم ملّی «قدیم» ماست.
خاستگاهِ «وحدت در کثرت»ِ اقوام ساکنِ ایرانْ «فرهنگِ ایرانی» است و فرهنگ ایرانی آن وحدت را به دولت، که از سدهای پیش، یعنی با تأخیر بسیار نسبت به تکوین ملّت، که با دشواریهایی به «دولتملّی» تبدیل شده است، تحمیل کرد.
جواد طباطبایی، تاملی دربارهی ایران جلد نخست: دیباچهای بر نظریهی انحطاط ایران با ملاحظات مقدماتی در مفهوم ایران، تهران، مینوی خرد، ۱۳٩۵، صص ۵۶ و ۵۷

